صفى الدين محمد طارمى

327

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

پس بتحقيق كه واردات و انوار و هواتف و امثله و اشخاصى كه مىآيد او را و ظاهر مىشود بر او از جانب راست مىباشد حقّ غالبا ، و وارداتى كه مىآيد او را و ظاهر مىشود از براى او از جانب چپ مىباشد باطل غالبا . و امّا « عوارض » : پس آن عوارض كه مصحوب اوست روح و طمأنينه و اجتماع همّ با حقّ و سكون و جمعيت باطن ، پس حقّ است ؛ و آنكه مصحوب اوست قلق و اضطراب و وحشت و تفرقهء در باطن و كرب و وسواس ، پس او باطل است . و امّا « آثار » : پس هر واردى كه باقى باشد بعد از واشدن و انفراغ « 1 » او در قلب سرورى و فرحى ، و بوده باشد انسان عقيب او نشيط در طاعت به نشاط قوىّ ، مىباشد ملكى ؛ و هر چيزى كه باقى باشد بعد از زوال او كربى و غمى و بوده باشد انسان بعد از او كسلان ( و ) خبيث النفس ، مايل به نوم ، مىباشد شيطانى . و هر واردى كه باقى بماند بعد از انفصال او در قلب معرفتى به خدا و متجدّد شود بعد از او يقينى ، پس او الهى است ؛ و بتحقيق كه محقّق شده است اين به تجربه از آنچه منكشف شده است از امر آن آثار بعد از انفصال او . و قريب است از اين ، علم خواطر ؛ پس بتحقيق كه هر خاطرى كه با اوست سلطنتى و غلبه‌اى كه منتفى نمىشود به نفى و كثرت ذكر ، و زياد مىشود از روى قوّت هميشه و متكرّر مىشود ، و نبوده باشد حظّى از براى نفس ، پس او الهى حقّانى است ؛ و هر چيزى كه بعث مىكند بر خير و حذر مىدهد از شرّ ، پس او ملكى است ؛ و هر چيزى كه بعث مىكند بر شرّ و معصيت و مخالفت حكم حقّ ، پس او شيطانى است ؛ و هر چيزى كه بعث مىكند بر شهوت و لذّت و طلب حظّ نفس ، پس او نفسانى است ؛ و ميزان علم است و بس . پس هر چيزى كه بيرون رود از استقامت ، بايد كه جهد كند صاحب‌حال در تصحيح و تقويم او ، و بايد كه سعى كند در تحقيق حقّ و ابطال باطل ، و بايد كه

--> ( 1 ) . اصل : انفراق .